با توجه به اینکه هنر رزمی ووشو محصول تاریخی چند هزار ساله است و سلاحها و سبکهای ووشو در طول تاریخ و در زمان سلسلههای مختلف پایهگذاری گردیده و مسیر رشد و تکامل خود را طی نمودند شایسته است شناختی گذرا درباره گذشتهی کشور چین به دست داد. در این میان شاخصترین جنبه تاریخی چین کهن که بیشترین آگاهی را ارائه میدهد میتوان سلسلههای حکومتگر آن دانست. بر همین مبنا در ادامه نگاهی کوتاه به شاخصترین آنها خواهد شد. (نکته: با این پیش زمینه به ادامه مطلب پرداخته میشود که پژوهشگران، تاریخ پیشرفت بشر را به سه دوره عصر سنگ، عصر برنز (مفرغ) و عصر آهن تقسیمبندی کردهاند.)
سلسله شیا: یا دودمان خاقانهای نیکوکار، گفته میشود نخستین سلسله در تاریخ چین است. در قرن 21 قبل از میلاد تأسیس و در قرن 16 قبل از میلاد سرنگون شد و در مجموع حدود 500 سال در چین کهن حکمرانی میکرده است. مرکز حکومت آن در نواحی شانکسی، شاآنشی و هنان بوده و میگویند فردی بنام «دایو» مؤسس آن بوده است. وی قهرمانی بوده که طغیانهای رود زرد را مهار کرده و بدین سبب مورد اقبال و پشتیبانی مردم قرار گرفته و سلسله شیا را بنیانگذاری نمود.
اسناد زیادی درباره این سلسله در دست نیست بدین جهت در خصوص وجود چنین دودمان حکومتگری در تاریخ چین هنوز در محافل علمی دانشگاهی اختلاف نظر وجود دارد. امّا کتاب تاریخی معروف چین بنام «شیجی» (معادل تاریخ هردوت در غرب) به طور روشن از آن سخن رانده است. البته در سال 1959 باستان شناسان بررسی بر روی خرابههایی در استان هنان را آغاز کردند و به جستجوی فرهنگ سلسله شیا پرداختند. گفته میشود وسایل تولیدی کشف شده از سنگ، استخوان و صدف ساخته شدهاند که از ویژگیهای عصر سنگ در نزد تاریخدانان است. مردم آن دوره از این وسایل بدوی در زندگی روزمره استفاده میکردند. از سوی دیگر میگویند اگرچه در خرابههای مذکور آثار مفرغی بدست نیامده ولی کارد، درفش و ابزارهای و سلاح و ظروف پیدا شده است.
شایان ذکر است در کتابی بنام «دا تای لی جی» که اسناد مهّمی درباره تقویم کشاورزی چین را در خود جای داده است نوشته شده مردم در آن زمان میتوانستند بر اساس جهت ستاره دب اکبر، دب اصغر و ماه جهتهای جغرافیایی را مشخص کنن تقویم کشاورزی است که در زمان دودمان شیا اطلاعاتی چون موقعیت ستارگان و وضع هوا و امور کشاورزی در 12 ماه سال را ثبت کرده است. این تقویم نشانگر سطح پیشرفت تولیدات کشاورزی و قدیمیترین دستاورد علمی چینیهای کهن است.
سلسله شانگ: بعداز عبور از مرزهای اسطوره در زمان دودمان شیا، نخستین سلسله ثبت شده در تاریخ چین سلسله شانگ است. در واقع در محافل علمی چین، حکومت شیا نخستین دودمان در روزگار قدیم چین دانسته میشود امّا وضع آن اصولاً در اسناد سلسلههای بعدی نوشته شده و تا کنون برهان قاطعی در خصوص آن حاصل نشده است.
خاندان شانگ در قرن 16 قبل از میلاد تأسیس و در قرن 11 پیش از میلاد سرنگون گردید یعنی در حدود 600 سال فرمانروایی کرد. مرکز آنها در استان هنان بود. میگویند تمدن چین در اوایل سلسله شانگ حرکت رو به جلو داشته که ویژگی عمده آن دو مورد ذکر شده شامل:
الف- «جیا گو وِن» (کتیبههای نوشته شده روی استخوانها و لاک لاکپشتان).
ب- فرهنگ برنزی (مفرغ).
همچنین گفته میشود پادشاهان آن معتقد به فال و آیندهبینی بودهاند و استخوان حیوانات و لاک لاکپشتان وسیلهای در مسیر فالگیری بوده است. مطالعات نشان میدهد که در سلسله شانگ، کشور بوجود آمده و مالکیت خصوصی اساساً ایجاد و مورد احترام بوده و از آن زمان چین وارد دوران متمدن گردیده است.
سلسله ژو: سوّمین دودمان که پس از دودمان شانگ، نزدیک به هشتصد سال عمر کرد یعنی تا سال 256 قبل از میلاد. سرانجام نیز توسط خاندان چین سرنگون شد. سلسله ژو مشتمل بر دو قسمت ژوی غربی و ژوی شرقی میشد. دودمان ژو از سال 1027 تا 256 پیش از میلاد ادامه یافت و با 770 سال حکمرانی، طولانیترین دودمان چین لقب گرفت. پس از آن حکومت چوی شرقی حاکم گشت که خود شامل دورههای «بهار و پاییز» و «کشورهای جنگجو» میشد.
در دوران سلسله بهار و پاییز وسایل و لوازم کشاورزی از جنس آهن ساخته شد و مردم از گاو برای شخم زدن زمین استفاده کردند. آبیاری و زهکشی پیشرفت کرد و تولیدات کشاورزی افزایش یافت. این دوره از 771 تا سال 476 پیش از میلاد ادامه پیدا کرد.
اگرچه گفته شده میان دورههای بهار و پاییز و کشورهای جنگجو در تاریخ مرز مشخصی وجود نداشته امّا بیان شده که زمان دوره کشورهای جنگجو در سلسله ژوی شرقی از سال 403 آغاز گشت و تا 221 قبل از میلاد ادامه داشته و با حکومتهای محلی مستقل فراوان همراه بود که برای استیلا بر یکدیگر درگیر میشدهاند. مشخصه این دوره را علاوه بر درگیریها، اصلاحات و ادغام بوروکراتیک ذکر کردهاند.
کشورهای مختلف این دوره یکی پس از دیگری دست به اصلاحات اجتماعی اقتصادی زدند. در این بین اصلاحات خاندان چین کهن که مردی بنام «شانگیانگ» اجرای آن را پیشنهاد کرد مؤثر افتاد و تأثیرات اساسی بر آینده این سرزمین نهاد. در این مقطع تاریخی، چین تغییرات قابل توجهی کرد. هفت کشور عمده باقیمانده از دوره کشورهای جنگجو بنامهای چین، چو، چی، وی، هان، یان و جائو بودهاند.
گفته میشود کنفسیوس نخستین اندیشمند معروف چینی در زمان اواخر سلسله بهار و پاییز و نزدیک به دوران متلاطم کشورهای جنگجو میزیسته. وی بر مبنای فرهنگ و افکار قدیمی، با توجه به مقتضیات زمان خویش، در خصوص موضوعات نظری، ایدههای اخلاقی، سیاسی و اجتماعی نظریاتی را مطرح و تحت عنوان تئوریهای کنفسیوسی ایجاد نمود.
در این دوره عقائد کنفسیوسی، دائوئیستی و غیره مورد احترام مردم قرار داشت. سرانجام در سال 230 پیش از میلاد امپراتور چین کهن روند اتحاد سراسر کشور را آغاز کرد. در مدت 9 سال، وی 6 کشور دیگر را مغلوب و در سال 221 پیش از میلاد کشور چین را متحد نمود.
سلسله چین: تاریخنویسان دودمانهای شیا، شانگ و ژو را دوران چین باستان نامگذاری میکنند که بعضاً با افسانه و هالهای از ابهامات همراه است. پژوهشگران شروع دوره امپراتوریها را سلسله چین دانستهاند. این دودمان را میتوان نخستین حکومت سلطنتی و البته کوتاهترین حکومت فراگیر آن سامان دانست که هرچند حدود 15 سال بر سر کار بود و 2 امپراتور بیشتر نداشت امّا تأثیرگذاری آن بر شیوه کشورداری و میراث سیستم پادشاهی آن تا سال 1911 که جمهوری چین قدرت را به دست گرفت ادامه داشت و اثرات آن در سلسلههای بعدی از جمله «هان» مشخص بود بنحوی بنظر میآید غربیها بر همین اساس نام آن کشور را در قرون اخیر «چین» نهادند.
این سلسله در شمال غربی آن سامان در سرزمین چین کهن (استانهای شانکسی، شاآنشی و گانسوی امروزی) واقع بود. همانگونه که پیشتر اشاره گشت دودمان چین زودتر از بقیه اصلاحات را شروع کرده بود. این سلسله به دنبال کشوری بود که با نظام سیاسی متمرکز، متشکل از ساختار متشکل از یک ارتش عظیم و با حمایت اقتصادی متحد گردد. اقدامات مهّمی از جمله تقسیمات سیاسی بوجود آمد از جمله:
الف- در این دوره کشور به 36 ایالت تقسیم شد. کلیه مقامات مرکزی و محلی توسط امپراتور عزل و نصب میشدند.
ب- یکدست نمودن سبک خط نویسی بود که شیائو جوان نام داشت و برای شکلگیری و مبادلات فرهنگی دارای اهمیّت بود.
ج- وحدت بخشیدن اوزان و مقادیر. این امر در پیشرفت اقتصادی مؤثر بود.
د- یکدست نمودن قانون و پول.
ه- اقدام دیگری که در زمان این سلسله صورت گرفت سوزاندن کتابهای کشورهای دیگر به غیر از کتاب تاریخی سلسله چین کهن و کتابهای عقائد کنفسیوسی بود. حتّی دستور داده شده بود کسانی که پس از آن کتابهای ممنوعه را جمعآوری و منتشر نمایند، کشته شوند.
و- دیوارهای ساخته شده توسط کشورهای چین، جائو و یان در شمال که برای جلوگیری از تجاوزات اقوام شمالی ساخته شده بودند، مرمت و به دیوارهای بزرگی که از صحرای غربی تا سواحل شرقی ادامه داشتند متصل گردند
ز- ایجاد بناها و گذرگاهها در مقیاس وسیع
از امپراتورهای معروف آن میتوان به بنیانگذار آن بنام «چین شی هوانگ» اشاره کرد که آرامگاه وی با مجسمههای چوبی و سفالی جنگجویان و اسبهای آنها شهرت جهانی دارد. شایان ذکر است فیلم معروف مومیایی با هنرنمایی قهرمان اسبق ووشوی چین معروف به جت لی مربوط به سرگذشت همین امپراتور است.
سلسله هان: آنرا عصر طلائی در تاریخ چین دانستهاند. حکمرانی آن از سال 206 پیش از میلاد شروع شد که ابتدا هان غربی تا سال 8 پس از میلاد فرمانروایی کرد و سپس خاندان هان شرقی به قدرت رسید. (هان نام قوم غالب در کشور چین امروزی نیز هست که گفته میشود بیش از نود درصد جمعیت را در برمیگیرد.) در زمان هان غربی مالیات کاهش یافت و اقتصاد رونق یافت. امپراتوران آن سیاستهای مطلوبی را اجرا کردند و مردم در صلح و صفا و رفاه زندگی میکردند. عقاید کنفسیوس باز هم مورد پشتیبانی قرار گرفتند بنحوی که به عنوان رهنمود مدیریت کشور حتّی در دورههای بعدی تبدیل شدند.
صنایع دستی، نساجی و فلزات، بازرگانی، هنرهای انسانی و علوم طبیعی به دلیل ثبات اقتصادی سیاسی حرکت رو به جلو قابل ملاحظهای داشت. در این میان جاده ابریشم در زمینه تبادلات سلسله هان با کشورهای آسیای غربی مؤثر واقع شد. قابل ذکر است در سال 8 میلادی مردی بنام «وانگمان» قدرت را غصب کرد و نام سلسله را از هان به شین تغییر داد و بدنبال آن دودمان هان غربی پایان یافت.
از سال 25 تا 220 میلادی دودمان هان شرقی قدرت را در دست گرفت. در این دوره روند پیشرفت اقتصادی، فرهنگی، علوم و فنون از سطح حکومت هان غربی پیشی گرفت. در سال 105 میلادی تکنیک کاغذسازی بشکل امروزی توسط تسای لون اصلاح شد. جانگ هن، دستگاهی برای تعیین مدار و موقعیت ستارهگان و زلزلهنگاری بود را اختراع کرد. «هوا تو» پزشک نامدار نیز در اواخر دوره هان شرقی میزیسته و نخستین جراح در تاریخ بود که با فنون بیحسی دست به عمل جراحی میزد. این پزشک نامدار همان فردی است که در تاریخ ووشو گفته میشود فنون پنج حیوان را در جهت سلامتی ابداع نمود که خود مبنایی در هنر رزمی ووشو گردید.
در نهایت با زوال حکومت هان، کشور وارد دوران جدایی نسبتاً طولانی شد. ابتدا از سال 189 تا 265 میلادی سه کشور «وی»، «شو» و «وو» صحنهگردان وقایع بودند. حوادث آن سالها اهمیّت بالایی در فرهنگ عمومی مردم چین و حتّی ویتنام و ژاپن دارد چراکه رنگ و بویی حماسی – عاشقانه بخود گرفتهاند؛ از جمله داستان معروف افسانه سه برادر بنامهای لیوبی، گوانیو و شانگفی که بنیانگذران کشور «شو» بودند. بویژه گوانیو با سلاح معروف کوان دائو در میان چینیها محبوبیت بالایی دارد. شایان ذکر است کارتون عروسکی و انیمیشنی آن نیز از تلویزیون ایران نیز پخش شده است که محصول کشور ژاپن بود. به هر سوی سلسله جین غربی به حکمرانی سه پادشاهی پایان داد و خود از سال 265 تا 316 میلادی فرمانروایی کرد.
سلسله جین: از سال 265 تا 589 میلادی دوران مرتبط با آن دوام داشت. ابتدا جین غربی تا سال 316 و پس از آن دودمان جین شرقی در جنوب رود یانگتسه تأسیس گشت و از 317 تا 420 میلادی حکومت کرد. در این اوضاع و احوال ملیتهای شمال رود یانگتسه با هم درگیر شدند و قدرتهای سیاسی متعددی ایجاد شد که 16 کشور خوانده میشدند.
اقتصاد مناطق جنوبی در این زمان حرکت رو به جلویی داشت. اقلیتهای مختلف در غرب و شمال بتدریج به داخل کشور مهاجرت کردند. نقل مکان ملیتها و زندگی مشترک آنها به آمیختگی و تبادلات بین آنها کمک شایانی نمود و پیشرفتها در زمینههای مختلفی را موجب شد از جمله: ریاضیات، کشاورزی، شعر و ادبیات رشد درخوری داشتند. فلسفه رواج پیدا کرد. مذاهب بودا و دائو پیشرفت کردند هرچند حاکمان معمولاً از بودا حمایت بیشتری میکردند.
از سال 420 تا 589 نام مشترک سلسلههای جنوبی و شمالی بود و همانگونه که اشاره گشت دوره جدید جدایی جنوب و شمال رقم خورد. کشورهای شمالی عبارت بودند از: وی شمالی (بعدها به وی شرقی و غربی تقسیم گشت)، چی شمالی جانشین وی شرقی و جو شمالی جایگزین وی غربی شد. در ادامه جو شمالی، چی شمالی را سرنگون کرد. دودمانهای جنوبی مشتمل بر سون، چی، چن و لیان بودند.
نکته مهّم در این دوره پرآشوب و جنگی این بود که مناطق جنوبی در زمینه اقتصادی نسبتاً پر رونق و شکوفا بودند. به سبب مهاجرت مداوم جمعیت مناطق مرکزی به جنوب برای پرهیز از جنگ، نه تنها نیروی کار افزایش یافت بلکه ورود فنون پیشرفته تولیدی به رونق اقتصادی محلی مساعدت مضاعفی نمود.
روزگار پرآشوب زمینه را برای پیشرفت آزادانه افکار فراهم کرده بود. دستاوردهای ادبی بسیار زیاد بود و همچنین تجارت با دیگر کشورها. در چنین اوضاعی بود که اقوام شمالی با قوم هان درآمیختند و سرانجام با آن به وحدت رسیدند و این امر نشانگر آنست که جدایی سلسلههای جنوبی و شمالی نقش برجستهای برای تسریع وحدت اقوام ایفا کرده و حلقه مهّمی در جریان پیشرفت ملت چین محسوب میشد.
سلسله سوئی: دودمان سوی بمدت 37 سال از 581 تا 618 میلادی حیات داشت. امپراتور معروف آن سوئی ون دی نام داشت که علیرغم اقدامات مثبتش در زمینههای سیاسی و اقتصادی از جمله احداث کانال بزرگ، به امپراتور بیرحم معروف بود و سرانجام نیز در نتیجه وضع مالیاتهای سنگین و عوارض کمرشکن توسط مردم دار زده شد.
سلسله تانگ: از سال 618 تا 907 زمام امور را در دست گرفت. امپراتور تانگ گائو زو سلسله تانگ را تأسیس نمود. امپراتور تانگ تای زون با نام لی شی مین در عرض یک دهه کشور را وحدت بخشید. این امپراتور همان شخصی است که از توانایی راهبان رزمی شائولین بهره برد. به سال 1982 داستان آن دستمایه فیلم معروف معبد شائولین با هنرمندی جت لی گشت.
سیاست خارجی نسبتاً باز و تبادلات اقتصادی فرهنگی با کشورهای پیرامونی و باختر زیاد بود و بدین صورت حکومت تانگ در زمینه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در جهان به شهرت رسید. پیدایش فن چاپ و باروت را نیز به دوره خاندان تانگ منسوب کردهاند. پایتخت آنرا پرجمعیتترین شهر دوران خود در مقیاس جهانی دانستهاند. پس از آن دوران امپراتور تانگ شوان زون نیز از رونق برخوردار بود تا آنکه شورش آن شی رخ داد و حکومت تانگ رو به زوال نهاد.
به هر سوی در اواخر سلسله تانگ جامعه دچار هرج و مرج گشت. درگیریهای گروهها و حاکمیت مطلق مقامات موجب قیامهای دهقانی گردید. در این بین فردی بنام جو ون یکی از رهبران قیام هوانگ چائو جایگزین دودمان تانگ شد و سلسله لیانگ (آخرین از دودمانهای پنجگانه شمالی لیانگ، تانگ، جین، هان و چو) را تأسیس کرد. در جنوب نیز ده پادشاهی همزمان حکمرانی میکردند.
سلسله سونگ: در سال 960 میلادی با کودتای امپراتور سون تای زو بنام جائو کوانگ یین، دوره جدایی سلسلههای پنجگانه و 10 کشور خاتمه یافت. این خاندان تا سال 1279 میلادی بمدت 319 سال فرمانروایی کرد. گفته میشود امپراتور تای زو همان کسی است که پایههای سبک چانگ چوآن ووشو را بنا نهاد.
این خاندان خود به دو سلسله سونگ شمالی و سونگ جنوبی تقسیم گشت. دودمان سونگ شمالی پس از ایجاد وحدت در شمال کشور، از نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بسیار پیشرفت کرد و تجارت خارجی پر رونقی داشت. پس از سرنگونی سونگ شمالی، سلسله سونگ جنوبی قصد حمله به مناطق شمالی و ایجاد وحدت مجدد در کشور را نداشت و بنابراین دو حکومت لیائو و شیشیا تأسیس گشتند. دست آوردهای فنی و علمی بسیار برجسته در زمینه قطب نما، چاپ و باروت مربوط بدین دوران است. همچنین گفتهاند اوّلین بار چاپ اسکناس در این دوره بوده است.
سلسله یوان: تموچین (چنگیزخان مغول) در سال 1206 میلادی کشور یوآن را تأسیس و در سال 1279 دودمان سونگ را سرنگون و «دا دو» (بیجینگ امروزی) را پایتخت خویش قرار داد. متصرفات چنگیزخان در شرق و غرب آسیا به چند کشور مستقل تقسیم گشتند.
سلسله یوآن در چین همانند دودمانهای پیشین بر گسترش کشاورزی و مبادلات با دیگر کشورها تأکید داشت و بیان شده اعزام بازرگانان و فرستادهها در این دوره بیش از هر زمان دیگری بوده. فنون چاپ و باروت به سایر ممالک صادر و علوم پزشکی، نجوم شناسی و ریاضی از کشورهای مسلمان از جمله ایران بتدریج وارد چین شد. مارکوپولو جهانگرد ونیزی به چین سفر و 17 سال در آن دیار سکونت گزید و کتاب ارزشمند «سفری به چین» را نوشت که سند مهّمی در شناخت تاریخ چین و فرهنگ آن ارزیابی میگردد.
گفته میشود کشور چین در زمان دودمانهای تانگ، سونگ و یوان پیشرفتهترین کشور جهان بوده. بیان شده سلسله یوان تبعیض علیه قومیت هان روا میداشت و همین امر موجب نارضایتی و عصیان هانها گشت. سرانجام در پی قیامهای دهقانی که از حوالی سال 1350 آغاز شده بودند دودمان یوان به سال 1368 سقوط کرد و جای خود را به خاندان مینگ داد.
سلسله مینگ: از سال 1368 تا 1644 میلادی حکومت کرد و آخرین دودمان چینی بود که قوم هان در آن محوریت داشت. گفته میشود در این دوره اقتصاد در بعد کالا و خدمات پیشرفت چشمگیری کرد. صنایع چینیسازی و نساجی پیشرفت مطلوبی داشتند. حتّی کارگاههایی با بیش از 10 دستگاه بافندگی وجود داشتند. کارگران ماهر و زبردست در فن بافندگی پرورش یافتند و بذر سرمایهداری در چین کهن پاشیده شد. زمینهای بایر و بدون صاحب به زیر کشت رفت و کشاورزی رونق گرفت. انواع جدید محصولات همچون تنباکو، سیبزمینی، ذرت و بادام زمینی از کشورهای دیگر وارد شد. شهرهای بیجینگ، گوانگجو، هانگجو توسعه قابل ملاحظهای یافتند.
همچنین نگارش سفرنامهها و داستانها از دیگر ویژگیهای این دوره است. کتابهای درخوری در زمینههای داروهای گیاهی، صنایع و هنرهای دستی و کشاورزی نوشته گردید. شهر ممنوعه در پکن که محل استقرار امپراتوران بوده نیز در زمان دودمان مینگ ساخته شد که هم اکنون جزو جاذبههای دیدنی چین میباشد.
سلسله مینگ برخی سیاستهای دودمان یوان را نیز در موضوعات نظامی را اعمال میکرد؛ همچون نهادهای نظامی وراثتی، ترویج تیراندازی با کمان و اسب سواری. خاندان مینگ نیز به دلیل قیام دهقانان ناراضی سقوط کرد.
سلسله چینگ: یا همان دودمان منچوها در سال 1644 ایجاد و به سال 1911 عمر آن پایان یافت. در مجموع 12 امپراتور داشت. در اوایل پیشرفتهای درخوری داشت که با عنوان دوران «یون کان چیان» شناخته میشود. دولت مرکزی بیش از پیش قدرت یافت و نظم عمومی ثبات یافت. امّا از اواسط دوره زمامداری این خاندان تناقضات اجتماعی مختلف بطور فزاینده شدت گرفت تا اینکه قیام «بای لیان جیائو» به شکوه سلسله چینگ پایان داد.
وقوع جنگ تریاک در سال 1840 و تجاوزات کشورهای استعمارگر باعث شد که دودمان چینگ جداگانه یا خارجیها یکسری پیمانهای غیرعادلانه را امضاء کرده و با واگذاری زمین و پرداخت غرامت و باز کردی بنادر تجاری به روی ایشان، خود را بتدریج به جامعه نیمه مستعمره تبدیل کند. مردم در ورطهای از رنج و مصیبت بسر میبردند. در نتیجه سلسله فعالیتهای ضد استعماری شکل گرفت همچون قیام مشتزنان یا بوکسرها که توسط گروهی از اساتید ووشو رهبری میشد.
سرانجام در پی انقلاب سال 1911 به رهبری دکتر سون یات سن، دودمان چینگ سرنگون شد و حکومت جمهوری چین بر سر کار آمد که آن نیز در سال 1949 توسط کمونسیتها کنار زده شد و بحالت تبعید به تایوان رفت. چنانچه کشمکش و درگیری سیاسی میان جمهوری خلق چین و جمهوری چین تایپه کماکان ادامه دارد و در این بین دولت چین کمونیست، تایپه را یکی از استانهای خود میداند.